الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
7
تفسير مجمع البيان (فارسى)
لفظ جمع بر لفظى كه دلالت بر تأنيث مىكند در مثل قول او در آيهء ديگرى : ( خاشعه ابصارهم ) و ( خشعت الاصوات للرحمن ) . زجاج گويد : و براى تو است در اسم فاعل ها هر گاه مقدم بر جماعت داشتى واحد آورى آن را مثل ( خاشعه ابصارهم ) اختيار با تو است كه مفرد و مؤنث آورى ، مانند ( خاشعه ابصارهم ) و اختيار دارى كه جمع آورى نظير ( خشعا ابصارهم ) مىگويى ( مررت بشباب حسن اوجههم و حسان وجوههم و حسنه اوجههم ) گذشتم بجوانانى كه صورتشان زيبا و قشنگ بود . گويد : و شباب حسن اوجههم * من اياد بن نزار بن معد و جوانانى كه صورتشان زيبا و قشنگ بود از فرزندان اياد پسر نزار فرزند معد ( جدّ پانزدهمين پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله ) . ابن جنى گويد : قرائت حذيفه ( و قد انشق القمر ) جارى مجراى مواقعه و معاهده است بر ساقط كردن عذر و رفع تشكيك ، يعنى شكافتن ماه دلالت دارد بر نزديك بودن روز قيامت ، پس هر گاه بخواهد قيامت واقع شود ماه ميشكافد و شكافتنى ، آن از علائم و شرايط رستاخيز است ، و بتحقيق تأكيد نمود امر را در نزديك بودن وقوع قيامت و آن مسلّما جواب وقوع امريست كه انتظار آن ميرود . لغات آيات : در اقتربت مبالغه زيادى است در نزديك بودن چنانچه در اقتدر مبالغه بسيار است بر قدرت و توانايى براى آنكه اصل افتعل مهيّا كردن معناست بمبالغه مثل ( اشتق ) هر گاه كبابى بگيرد يا بسازد بسبب مبالغه در آماده كردن آن .